اعتراف....

راستش را بخواهید...بعد رفتنش هیچ چیز عوض نشد!

من...هنوز چای مینوشم...

....میخوابم وبرمی خیزم..هرروز...!

..قدم میزنم..

...هستم...!!

اما تلخ تر...تنهاتر... بی اعتمادتر!!! 

/ 46 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سید مجتبی محسن زاده

درود بر شما بانو مهدخت...ای کاش من نبودم و او بود آنوقت میدانستم که هستم برای او و چرا او رفت و من ماندم با بدون او و بدون آرزوهای بی او ...خدایا به حکمتت قانعم ولی اما تو به دل من آگاهی؟تو صبر مرا میخواهی اما منکه عیوب نیستم....دیگر برایم بس است میخواهم کمی سکوت عشق تناول کنم....((مجتبی))[گل]

چکاوک

عشقم را فروختم! به بهاي به جان خريدن..... درد هاي تو...{گل}

ماشا

نه مه زونم نه مه زونم نه مه زونم..... گه چته مه تو ئه گیونم نه مه زونم!!! سلام عزیز دوست داشتنی. واتوره با یک سپید و دو دو بیتی لکی به روز است و چشم به راه دیدار و محتاج نقد عالمانه و نظر موشکافانه ات. به دیدارم بیا.

یوسف

عید شما مبارک آجی مهدخت مهربون[گل][گل][گل]

مجید پارسا

درود با احترام دعوتید به یک غزل - بارها عکسِ کسی تا ماه بالا رفته است گاه تا نزدِ خدا یک آه بالا رفته است من حریفِ چشم هایِ دل فریبت نیستم معجزاتِ این زیارتگاه بالا رفته است یوسف از وقتی که توصیفِ زلیخا را شنید هم خودش با اشتیاق از چاه بالا رفته است اینکه من راضی شدم گاهی شکستن را ، بدان پرچمِ صلحی که با اکراه بالا رفته است موقعِ هذیان سرائی ها فشارِ خونِ من غالبا افتاده اما گاه بالا رفته است هیچ قانونی ندارد بی وفائی هایِ تو بر اساسِ شیوه ای دلخواه بالا رفته است باز هم از ابتدا تکلیفِ بازی روشن است آنچنانکه که دستِ تو با شاه بالا رفته است در نبردی نابرابر چاره جز تسلیم نیست کشته ها تعدادشان ناگاه بالا رفته است . .

شمع دل افروز

قول داده اَم… گاهـــی هَر اَز گاهـــی فانـــوس یادَت را میان ایـن کوچه ها بـی چراغ و بـی چلچلـه، روشَـن کنَم خیالـت راحـَــت! مَـن هَمان منـــَــم؛ هَنوز هَم دَر این شَبهای بـی خواب و بـی خاطـــِره میان این کوچـه های تاریک پَرسـه میزَنـَم اَما بـه هیچ سِتاره‌ی دیگـَری سَلام نَخواهــَـم کَرد… خیالَت راحَت !

بهار

دلــــــــــم .. با مشت دیگران کـَـکش هم نمیگزد...امـــــــــــــــــــــــ ــــــــا .. اخمـــ تو .. خردش میکند .... چه رسد به ..... قهر و نبودنت...

بهار

همـیـشــہ دقیقـا ﻭﻗـﺘـے ﭘـﺮ ﺍﺯ ﺣـﺮﻓـے ﻭقتـے یــہ ﺑـﻐـﺾ ﻣﯿڪﻨـے ﻭقـتـے ﺩآﻏـﻮﻧــی ﻭﻗﺘـے ﺩﻟـﺖ شڪستــہ ﺩقیقـا همیـטּ ﻭقـتـآ ﺍﻧﻘـﺪﺭ ﺣـﺮﻑ ﺩآﺭے ڪہ ﻓـﻘـﻂ ﻣﯿـﺘـﻮﻧـے بگی بیخیــــــآل

سپید

تغییر ها در درون اتفاق میفتن متاسفانه[ناراحت][ناراحت]