.......

امشب هرکاری میکنم که آروم بگیرم نمیتونم شاید چون هرسال صبح عیدفطرمامان بیدارمون میکردوکلی پرازشوروهیاهو میشدخونمون معمولا فسنجون وخورشت بادمجون میپخت میشستیم دورسفره همهمون بودیم نوه هاش امیرحسین وبیتاوهومن

 اصلا یادم نیست بعد مامان باخوشی دورهم جمع شده باشیم دلم داره میترکه هرکاری میکنم دلم آروم نمیگیره گفتم بیام وب گردی حواسم پرت شه که  تو وبلاگ علیرضا خوندم نوشته بود ....

گفت با مادرجمله بساز گفتم با مادر جمله نمیسازم دنیامو میسازم .... 

یه جورایی به همه تون حسودیم میشه که مامانتون توچشاتون زل میزنه ومیفهمه تودلتون چه خبره وشما آروم گونشو میبوسین ومیگین.......مامان بار آخره..... 

/ 23 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

عزیز دلم مطلبتو واسه مامانم خوندم اونم با من واست اشک ریخت...مامانم میگن قلب مادر هرجا باشه واسه دلبنداش میتپه... میبوسمت...

نیشا

به اندازه آسمانت دیروز آرزم داشتم و میخواستم دست اتفاق رو بگیرم تا نیفتد اما امروز فهمیدم اتفاق هم که بیفتد باز من زندگی خواهم کرد چون تو میخواهی!!!!!!!!!! [گل]

خیال رفتن...

سلام خانم مهدخت! عید شما مبارک و از خداوند متعال ، علو درجات را برای" مادر" مأوا گرفته در جوار حق آرزومندم. نتها چیز که در این دنیا باقی نمی ماند ، جسم است و ماده ! او هنوز با شماست . با تشکیل یک جمع صمیمی دیگر خانوادگی ، گرمای روح پر عاطفه اش را احساس خواهید کرد...

هستی

سلام عزیزم چقدر حس ما به هم نزدیکه دقیقا تک تک جملاتت رو درک می کنم

لی

سلام از اون وقت تا حالا دارم وبت رو میخونم اما هر پستی رو که میخوندم میخواست کامنت بذارم ذهنم قفل میشد تا رسیدم به این کامنت... و الان که میخوام کامنت بذارم دستم میلرزه... من به بهشت نمیروم اگر مادرم آنجا نباشد...(حسین پناهی)

مریم ...

[ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت] بغض بغض بغض مهربون خدا بزرگه همون خدایی که هیچ وت تنهات نمیذاره مهربون تر از همه دنیا و ادماشه :)

سوگند

تو هم مادرت پیشته خیلی بهت نزدیکه اصلا احساس نکن که مادر نداری همیشه باهاش حرف بزن با صدای بلند اون به حرفات گوش میده براش دردو دل کن

شک های شبانه

خدا رحمتش کنهههههههههههههه، و برات ی دنیا صبرو از خداوند خواستارممم دوست من

ساحر

وای خدا چقدر سخته حتی شنیدنشم سخته .اینقدر سخت که با فهمیدنش گریم میگیره میدونم گاهی کار سختی اما سعی کن اروم باشی خیلی اروم ...

الهام

خدارحمت کنه مادرت و .. وبلاگت و خووندم عزیزم .. منم درد تو رو دارم .. خیلی سخته .. خیلی ... ولی چه میشه کرد ...زندگی در جریانه ... فقط باید قوی باشی... واقعن ناراحتت شدم ...لتفن فقط کم نیار