خاتون

خاتون آسمان را گلایه کردورفت...

خسته بود از من!از دستان پردرد من!

ازنگاه غم آلودم!از چشمانی که میگفت:نگاهش دنیارا میلرزاند!!!

اما خاتون....من هیچ ندیدم!!...هیچ نخندیم!!...دنیا را نلرزاندم بعدتو....!!

روشنای روزهای خوب من!خاتون!رفت ومن ماندم

وتنبیه آب که مرا تشنه میگذاشت...من ماندم!!

وحقیقتی تلخ!!!

 

/ 52 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

دل تنـــــــگم....... دل تنــــــــــگــــــ آن روزهـــــــــا ک نمیـــــــدانم محبتهایــــــش توهــــــــم من بــــــــــــود!!!! یا تــــرحم او؟؟!!!!!!!!!!!!!!

مریم

یه وقتایی باید نباشی...تا بفهمی بودنت برای کی مهمه . . . . اونوقت می فهی اصلا نباید باشی.

مریم

تنها باشی روز تعطیل باشد غروب باشد باران هم ببارد احساس میکنی بلاتکلیف ترین آدم دنیا هستی...!!

مریم

چه دنیای ساکتی دیگر صدای تپش قلبها غوغا نمیکند بی گمان همه شکسته اند

مریم

خدایا...!‏. ‏زمینی ها از دل من خبر ندارن،ولی تو که میدونی چرا؟... ‏دور از مردانگیه من دعا من گریه...وتو فقط صبررر....

یامور

[گل][گل][گل][گل][گل]

روایت تلخ

روایت تلخیست این زندگانی ...

محسن زاده

خاتون دنیا را پر کرده از بیقراریهای عشق....[گل][گل]

امير

یه موقع هایی هست سیگار جلوت ویسکی کنارت اما نه سیگارو میکشی نه ویسکی می خوری ... سرتو تکون میدی لبخندی میزنی میگی مرده شور این زندگی رو ببرن!