احوال....

جالب است ثبت احوال همه چیز را نوشته است جز احوالم!!!!!!!!

حسین پناهی! 

تمام هراسم اینروزها اینست که از خواب بپرم خاطراتت هجوم بیاوردو من تاب گریه نداشته باشم.....یکی دوروز میرم پیش مامان...ممنون از حضورتون دوستان خوبم 

/ 71 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
داش دیوونه

حال من بد نیست غم کم می خورم؛ کم که نه! هر روز کم کم می خورم؛ آب می خواهم سرابم می دهند؛ عشق می ورزم عذابم می دهند؛ خود نمی دانم کجا رفتم به خواب؛ از چه بیدارم نکردی آفتاب؟!! خنجری بر قلب بیمارم زدند؛ بی گناهی بودم و دارم زدند؛ دشنه ایی نا مرد بر پشتم نشست؛ از غم نامردمی پشتم شکست؛ عشق آخر تیشه زد بر ریشه ام؛ تیشه زد بر ریشه ی اندیشه ام؛ عشق اگر اینست مرتد می شوم؛ خوب اگر اینست من بد می شوم؛ بس کن ای دل نابسامانی بس است؛ کافرم؛ دیگرمسلمانی بس است؛ در میان خلق سر در گم شدم؛ عاقبت آلوده ی مردم شدم؛ بعد از این با بی کسی خو میکنم؛ هر چه در دل داشتم رو میکنم؛ [گل]

صدرا

سلام حسین پناهی فوق العاده گفته. پدر و مادر خیلی عزیزند و باز هم براتون صبر آرزومندم امیدوارم همیشه به یادش باشید.

دوست

خدایا آرزو می کنم ، آنچه را آرزو کنم ، که تو دوست داری و آن آرزو را اجابت نمایی که نیک فرجامم نماید . لیله الرغائب شب آرزوهاست برای اجابت آرزوهای هم آرزو کنیم . [گل][گل][گل]

رماس

سلام دوست عزیز شما را لینک کردم در صورت تمایل مرا بلینک ممنونم

mehdi

وقت کردید سری به کلبه ی خودتون بزنید خوشحال میشیم

بني

دیـشبـــ قصـــه ات را بــــرای کســـی میگفتــمــ ؛ بـــاز دوبـــاره عـــاشقـتـــ شــدمــ…!!

یامور

وقتی خیس از باران به خانه رسیدم … برادرم گفت : چرا چتری با خود نبردی؟ … خواهرم گفت : چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟ … پدرم با عصبانیت گفت : تنها وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد… اما مادرم در حالی که موهای مراخشک می کرد گفت… باران احمق… این است معنی مادر … دکتر علی شریعتی