نفس....

این روزها گاهی فکر میکنم که زندگی را با ناامیدی سپری کردن تنها راهیست که کمی تسلا میدهددل شکسته را حداقل اینست که احوال به ظاهر خوش امروزیاد آور خاطرات تلخت نخواهد شد.ژس بهترین کار اینست که خودرا به فراموشی مطلق بسپاری.خود فریبی هم نوع دیگری از تصلاست که خود را فریب میدهیم که حالمان خوب است ونجات میدهیم خودرا از طوفان سهمگین دلتنگی بی امان معشوق

ولی باز  برمیگردم سر خانه اول....چون تا شب پرده میکشد تمام خاطرات سر میخورند روی ذهنم ومن ناگزیر تمامشان را تا وقتی که حجله چشمانم را خواب مهمان میشود از بر میکنم

معشوقم کاش میدانستی که در این زمانه ای که عشق برای هر کس کلیشه ای زود گذر وکوته است تو برای من نفس بودی!!!!!!

/ 10 نظر / 19 بازدید
ترمه

خوشبختي همان لحظه اي است که احساس مي کني خدا در کنارت حضور دارد و تو به احترامش از گناه فاصله مي گيري..[گل]سپاس از حضورت مهدخت جان[قلب][لبخند]

ترمه

لبخندت … دنیایم را تغییر میدهد کافیست بخندی تا ببینی چگونه در سردترین فصل سال گل از گلم می شکفد[گل]

ترمه

برای من تنها با یک گل بهار می شود گل روی تو … ![قلب][لبخند]

سید مجتبی محسن زاده

درود بی پایان بر شما بانوی بزرگمهر مانا باشید به عشق یزدان...[گل]

ازمهین آباد

همه ما لحظه امتحانی خواهیم داشت چه بسا روزه ها و چه بسا نماز خواندن ها در لحظه یا شب امتحان ما را به هدف و مقصود نرسانند و در لحظه اتصال و نقطه وصل یاری مان نکنند لحظه امتحان شب امتحان یا لحظه اتصال و یا نقطه اتصال درهر زمان و در هر مکان ، شاید خیلی خاص نباشد . . . .

مهدی

حاج آقای قرائتی: خدا رحمت کند شهید رجایى را داشت سخنرانى مى‏کرد اول وقت شد گفت آقایان اگر الان من وسط سخنرانى یک شخصیت مهم مملکتى یک کار مهم داشته باشد اجازه مى‏دهید بروم گوشى را بردارم؟ مردم هم نمى‏دانستند گفتند بله بروید گوشى را بردارید. گفت الان خدا پشت خط است تلفن خدا صدا مى‏کند اذان است من نماز مى‏خوانم. رفت نماز. همه مردم هم رفتند نماز. ما اگر آخوندهایمان نواب صفوى مى‏شدند و کت و شلواریهایمان شهید رجایى نماز توى ایران چهره دیگرى مى‏شد.

خط خطی

سلاااااااااااااااااام مهدخت خاتون [بغل] بعد از مدت ها بالاخره می تونم تو پرشین کامنت بذارم! برقرار باشی بانو... [گل] امان از عشق، اماااااان...