خربزه......

عمری نشستم پای لرز خربزه ای که

        هیچ وقت یادم نمیاد کی خوردمش!!!!!!!!

/ 23 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسین سرافرازی

زندگی باماسریاری نداشت طاقت خوشبختی مارانداشت وبلاگت قشنگه مطالبشم خوبه به منم یه سر بزن

شفیق

زبانم را نگاه خسته ات بست / زمستان با زمستان ها بپیوست نگاهت لرزشی انداخت در دشت / دلم چون متن یک آیینه بشکست . . .

.........

تنها تنها صفتی است که هفت میلیارد موصوف دارد.........

آوا

چه سخت است، تشییع عشق بر روی شانه های فراموشی ، و دل سپردن به قبرستان جدایی ، وقتی که میدانی پنج شنبه ای نیست ، تا رهگذری ، بر بی کسی ات فاتحه ای بخواند…

mahdi

این قشگ بودددد

مریم

آنقدر میوه های سمپاشی شده به خوردمان دادند که این روزها با حرف هایمان هم ، آدم می کشیم .

یلدا...!

حرفت حرف دل من بود مهدخت جان هزاران آفرین به این همه احساس....[دست]

آقای میم

خربزه های این روزها که لرز ندارند خربزه هم خربزه های قدیم از همنهایی که تو خوردی و حالا یادت نمیاد کی بوده