کدام سخت تر است...

نمیدانم کدام درد بزرگتر است...

دردی که آن را بی پرده تحمل میکنی!!!!!!!!

یا دردی که به خاطر ناراحت نکردن معشوقت در دلت میریزی و تاب می آوری!!!!!!

/ 19 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ناصر محمودی

سلام مهدخت جان[گل] همان دردی را که پنهان میکنی...

نداا

اینجا غروب ... سنگ تمام میگذارد برای دلتنگی هایم...

علیرضا

شب از مهتاب سر میره تمام ماه تو آبه شبیه عکسه یک رویاست تو خوابیدی جهان خوابه زمین دور تو می گرده زمان دست تو افتاده تماشا کن سکوت تو عجب عمقی به شب داده تو خواب انگار طرحی از گل و مهتاب و لبخندی شب از جایی شروع می شه که تو چشماتو می بندی

علیرضا

نــــــــــه ... دیگر هیچکس را دست خدا نمی سپارم هر که را عزیز داشتم دستان خدا را ترجیح داد و ... رفت ، رفت ، رفت!!!

آوا

هر روز ، تکراری از روزهای قبل است . . . صبح هم ماجرای ساده ایست ؛ گنجشکها بیخودی شلوغش می کنند.....

یامور

به خنده گفتی : " تنها نبینمت!" گفتم : "غم تو مانده و شب های بی کران با من"!

رها راد

واسه من دردی که بخاطر ناراحت نکردن معشوق در دلم بریزم خیلی خیلی سخته ....

نیشا

ارزش رفیق برایم آنقدرهست كه حاضرم برای قدمهایش پل عبورشوم حتی اگرنگاهش برای لحظه ای به زیرپایش نیافتد.

نیلوفر

باران باران آغوشش را باز می کند و ما عاشقانه غرق می شویم بیچاره آن هایی که چتر دارند