برای تولد52سالگی مامان

مامان سلام...عزیزترینم تولدت مبارک!52زمستون گذشت 52 زمستونی که 2تاشو من باهات نبودم!چرا اینجوری شد مامان؟چرا اینقدر زود؟دلم میخواست مثل اون سال آخر برات اون کیک قهوه ایه رو بگیرم شمع ها روفوت کنی!دلم امشب داره میترکه حتی نتونستم بیام پیشت شاید یکم آروم بگیره این دل صاحب مرده من!دلم میخواست بغلت میکردمو میگفتم ایشالا 100سال زنده باشی...حالا باید چیکارکنم عزیزترینم؟مامان واسم دعا کن واسه دخترت که آروم باشه صبور باشه نمیدونم هرچیزی که خودت میدونی

خیلی دوستت دارم مامان همیشه دوستت داشتم فقط وقتی بمیرم آروم میگیرم مطمئنم!

دلم میخواد رها بشم...از آدما جدا بشم ...پربکشم به آسمون...مسافر خدا بشم!!!!!!

دوستای خوبم ببخشید...نمیخواستم ناراحتتون کنم اما باورکنین نوشتن اینجا یکم آرومم میکنه فقط همین

 

/ 63 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سرمه

سلام عزیزم امیدوارم بهتر شده باشی[بغل]

نبضگیر

مدارا و نرمی با مردم را از رسول خدا(ص) بیاموزیم میلاد انوار الهی بر شما مبارک باد[گل][گل][گل][گل][گل]

محمد

مادر زیبا ترین لطف خداوند است الهی سایه مادر 120 سال بالای سرتان باشد تولد مادرتان هم مبارک...[گل]

سرمه

شاید برایت عجیب باشه این همه آرامشم خودمانی میگویم ، به آخر که برسی فقط نگاه میکنی !!

غمنامه

‫اگر عشق،عشق باشد زمان حرف احمقانه ایست ... فروغ فرخزاد‬

حنا:دختری دور از مزرعه

تولد تولد تولد مامان ما مبارککککککککک [قلب] تولد بهترین موجود خدا مبارک... مهدختم باید باشی.. باید اینهمه مهر مادری که گرفتی رو به فرزندت بدی مهدخت.. این یه زنجیرست.. درون مهدخت پر از شور و عشق خاتونه... باید انتقالش بدی گلم... این یه وظیفست.. با تمام وجود حالتو میفهمم... چون به اندازه ی خودت عاشق تمام مادرای دنیام

حامی

امیدوارم بزودی مطالب پرامید و شادی از شما بخونیم. موفق باشید

امیر

با این تاس ها مشکل دارم دست ام را از زیرشان ناگهانی می کشم از روی شش می گیرم و به آرامی می اندازم ....خلاصه به هر دری می زنم جفت شش نمی شود مطمئن ام حتی اگر شش طرفش هم شش باشد اگر من بیندازم یک یا نهایتا دو می شود بدو بیا اپم نظر بده بدوووووووووووو

عسل

اشکمو دراوردی دختر خدا مامانت رو بیامرزه و مامان منم که تنها کسمه برام نگه داره من همیشه میترسم از نبود مامانم