همسایه..

روزهاست در همسایگی ام زندگی میکنند...دیوار به دیوار

شانه به شانه....گاه هجوم می آورند بی هیچ دعوتی!

گاه کز میکنند پشت فکرم ... 

جنون ودلتنگی را میگویم!

چگونه این مهمان ناخوانده را پس بزنم؟؟؟ 

/ 53 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساحل

Zaman tolani mishe vaseye oonaee ke ghuse daran/Kotah mishe vaseye oonaee ke shadan/Dir migzare baraye oonaee ke montazeran/Zood migzare baraye oonaee ke ajale daran/Ama..........Ama abadi mishe baraye oonaee ke asheghan.

سارا

با خوندن این پستت ای اومد تو ذهنم... چقدر پشت دلم خالیست...[گل]

دختر تنها

چه بخشنده خدای عاشقی دارم که می خواند مرا باآنکه می داند گنهکارم ،دلم گرم است، میدانم بدون لطف او تنهای،تنهایم، ای دوست برایت من خدا"را آرزو دارم.

دختر تنها

می شنوی ؟ دیگر صدای نفسم نمی آید به دار کشیده مرا بغض نبودنت !

دختر تنها

دورا دور عاشقت شدم دورا دور نگرانت بودم دورا دور عشق ورزیدم و حال عاشق شدن و عشق ورزیدنت به دیگری را دورا دور می بینم و از همین دورا دور می میرم !

دختر تنها

ایــــــن روزها ... هـــــــر نفـــس ، درد اســـت که میکشـــم !!! ای کــاش یا بـــــــــــودی ، یـــــا اصـــلا نبودی !!! ایـــــن که هســـتی و کنــــارم نیســــتی ... دیـــــــــوانه ام میکنــــــــــد...

دختر تنها

چه ويرانگر ولي شيريني اي عشق بيا كه با همه افسونگريهات براي درد دل تسكيني اي عشق

پاییزفصل زیبا

شور ِ شباهنگان، شب ِ مهتاب غوغای غوکان برکه ِ نزدیک ناگاه ماری تشنه، لکی ابر کوپایه سنگی ساکت و تاریک .....اخوان ثالث

مهدی

این جنون و دلتنگی ها مهمان های ناخوانده نیستند گاهی خودمان دعوتشان می کنیم غم که بسیار است... درد که فراوان .... مادر هم که نیست! جنون می اید دیوانگی میآید ویرانگی می آید دلتنگی که همیشه همین نزدیکی هاست! باور کنی یا نه میهمانان محترمی هستند این دلتنگی ها زجرآورند اما مال ما هستند....