سفر بی تو

مادرم سلام....من بازگشتم باز به خانه ای که از تو بودن خالیست...یک هفته گریختم از دنیا از این شهر از این خانه شهرها را پشت هم گزکردم شاید درد فراق تو در همهمه این سفر گم شود اما نمیدانم چه رازی نهفته در این درد که همه جاسایه به سایه ام می آید...همه مان بودیم بچه های تو...بچه های داغ دار تو هنوز پس ازگذشت310روز ازرفتنت وقتی نامت را برزبان می آوریم همه مان به پهنای صورت اشک میریزیم...میبینی مادرم نازنین مادرم....دردمان را تسکینی نیست گاهی خیال میکنم به جنون رسیده ام همه جا میبینمت اما نمیتوانم لمست کنم.....هنوز کابوس روزخاکسپاری ات رهایم نمیکند هنوز هر شب با این کابوس با اشک وآه همه را بیدار میکنم هیچ چیز آرامم نمیکند نماز خواندن گریستن خوابیدن هیچ چیز مادرم انگار هزار سال است ندیدمت دلم میخواهد آغوش گرمت را دوباره لمس کنم نمیدان چرا خدا دلش برایم نمیسوزد وآرامم نمیکند آتش به دل افتاده مادر نزیک است روزی که با دستانم تورا به خاک سپردم روزی که تمام آرزوهایم را خاک کردم .........کاش هنوز بودی!

/ 58 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمیرا و ماهی ها

مهدخت . این عکسه قلبمو آتیش زد . خدا بیامرزدشون . صبره زیادی میخاد

لاله صوفی

من مرده پرست نیستم اما خوشحالم که هنوز خاک واستون سردی نیاورده وفراموشش نکردید

elmira

salam vaghean nemidoanm chi begam ama az khoda mikham k bt sabr bede va kamtar jaye khalishono hes koni motmaen bash madaret hamishe kenarete shad bash ta rohe madaretam shad koni hameye ma ye rozi bayad safar konim zamanesh daste khodast ye rozi on donya madareto mibini.........khoda biamoezateshon

لیلا

سلام عزیزم خدا رحمت کنه مادرت رو. متاسفم واقعا. میتونم درکت کنم وقتی عزیزی رو از دست میدی چقدر سخته اونم عزیزی مثل مادر... خدا بهت صبر بده.[گل]

ياس

وقتي اين مطلبتون را خوندم باور كنيد گريه ام گرفت خدا رحمتشون كنه و به شما صبر بده امين...

دوست

سلام تسلیت میگم دوست منم مادرش رو همین تابستون از دست داد،همه ی اون لحظه های تلخ کنارش بودم غم خیلی خیلی بزرگیه روح مادرتون غرق آرامش الهی که خدا به شما و به دوستم صبر بده،صبر زیاد [گل]

دوست

سلام تسلیت میگم دوست منم مادرش رو این تابستون از دست داد من از نزدیک شاهد لحظه های تلخش بودم،خیلی سخته غم خیلی خیلی بزرگیه خدا بهت صبر بده،صبر زیاد [گل]

محمد

هر جا نشانی از مادرم باشد همان جا سجاده من است

اسی

"مادر ،ای مادر خوب این چه روحی است عظیم؟ وین چه عشقی است بزرگ؟ که پس از مرگ نگیری آرام؟ تن بیجان تو،در سینه خاک به نهالی که در این غمکده تنها ماندست باز جان میبخشد! قطره خونی که بجا مانده در آن پیکر سرد سرو را تاب و توان می بخشد! شب،هم آغوش سکوت میرسد نرم ز راه من از آن دشت خموش باز رو کرده باین شهر پر از جوش و خروش میروم خوش به سبکبالی باد همه ذرات وجودم آزاد همه ذرات وجودم فریاد