رفتن

راست میگفت مترسک ......وقتی نمیشود رفت یک پا هم اضافیست........

/ 42 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
off daughter

من گمان می کردم,رفتنت ممکن نیست،رفتنت ممکن شد, حال باورش ممکن نیست...

off daughter

آنچه انسان را غرق میکند در آب افتادن نیست! زیر آب ماندن است…!

off daughter

به روزها دل مبند….! روزها به فصل که میرسند، رنگ عوض میکنند….! با شب بمان….! گرچه تاریک است ولی همیشه یکرنگ است….!

یاسمین

این یک پا را نگه میدارم برای نگه داشتن کور سوی امید...

.........

در بیمارستان بودم... کودکی مرده بدنیا آمده بود درگوشش گفتم: چیزی ازدست نداده ای

لی

حالا که راه را آمده ام... حالا که تا تو هیچ نمانده... چقدر دیر یادش آمد خدا...که ما قسمت هم نیستیم...

دوست

وقتی نمی شود رفت باید ایستاد و ایستادگی کرد مثل مترسک! [گل] برای آرامشت دعا میکنم مهدخت عزیز[گل]

يامور

غمین میشی دل ما هم میگیره دوست من[ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت][ناراحت]

آقای میم

مرا بگو که بدون پا به انتظارت ایستاده ام از آن لحظه ای که به تو پا دادم در انتظارت ماندم و خودت بهتر از هر کسی می دانی که هرگز نیامدی و من پای برگشتم نبود...