عادت...

اغلب فراموش میکنم آسمان همه جا هین رنگ است اما اختیار میگریزم از چیزهایی که به چشمانم خیمه میزنندواین سد پرازآشوب روان میشود

عقربه ها را به جلو میرانم میروم....میدوم ....میگریم....میخندم....هیچ! 

زمان همین گونه درست مثل همیشه میگذرد

بی هیچ حرکتی!

سکون کامل!

ساعت های زیادی را خواب بودم اصلا نمیدانم چند ساعت اما زیاد بود....

دیگر آرام شدم...آرامشی از جنس عادت!!!!

/ 44 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سرشاد

عقربه ها بر روی ثانیه ها , دقیقه ها و ساعت ها پا میگذارند ولی هیچگاه به عقب بر نمیگردند تا جا پای خود را ببینند.

دوست

دل بستن و دل کندن مثل برچسبی است که به جلد کتاب می زنند می توان آن را کند اما تکه تکه می شود!

بنده سرراهي

چطوري مهدخت جان??? نوشته هات خيلي به دل آدم ميشينه!!!دلت بي غصه باشه هميشه!!! مهدخت هيچوقت خواب مادرتو ميبيني???خدا روحشو شاد كنه !!عجب دختر گل و با معرفتي داره[ماچ][گل]

غريبه اشنا

بـه مـن قــول بـده ! در تمامــی سـال هایــی کـه باقــی مانـده ، تـــا ابــــد ، مــواظب خــودت باشـــی .. دیــگر نیستــم کــه یـاد آوریــت کنــم ...

غريبه اشنا

گاهــی کسـی رو دوســت داری ، نمی فهمـــــــــــ د ! گاهــی کسـی تو را دوست دارد ، نمی فهمـــــــــ ی ! گاهی هر دو هم را دوست دارید ، نمی فهمنـــــــــ د !

غریب آشنا

لرزیدن زمین بیخود نیست! برای تکان دادن آنهاییست که در لاک خود فرو رفته اند! [گل][گل][گل]

امیر

......آسمان همه جا همین رنگ است اما بی اختیار می گریزم.......... زیبا بود مانا باشی دوست.....[گل]

یامور

[گل][گل][گل]

مهدی

چه قالب خوش رنگي زيباست[گل]

saghar

وبلاگت خیلی خوشگل وخواندنی[هورا]