خوابهای خاتون............

دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای میخواند...رویاهایش را آسمان پرستاره نادیده میگیرد وهر دانه برفی به اشکی نریخته میماند..........سکوت سرشار از سخنان ناگفته است از حرکات ناکرده ..اعتراف به عشق های نهان....در این سکوت حقیقت مانهفته است وحقیقت...تو...

 

مامانم!کجایی پس؟دارم دیوونه میشم از دوریت1چرا این روزاتموم نمیشه هرروز میخوابم وبیدارمیشم ونمیبینمت مامان!مامانم!چراجواب دخترت ونمیدی؟دلم داره میترکه از دست این آدما از دست این روزا!!!!دارم گر میگیرم اما ظاهرمو حفظ کردم میبینی مامانم!دخترت بازم آروم به نظر میاد اما دیگه طاقطتم داره طاق میشه مامانم!چراهیچکی از چشام نمیفهمه که چقددلم برات تنگه؟چنروزدیگه باید به عکست زل بزنم وآه بکشم وبارون بشه چشام!

مامان!مامانم توروخدا جواب دلموبده.....گیرکردم تو این روزا!!!!!! مامان برام دعاکن...تنهایی دلموپوسونده..

+   ماه ; ٩:٥۳ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩۱

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir