خوابهای خاتون............

دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای میخواند...رویاهایش را آسمان پرستاره نادیده میگیرد وهر دانه برفی به اشکی نریخته میماند..........سکوت سرشار از سخنان ناگفته است از حرکات ناکرده ..اعتراف به عشق های نهان....در این سکوت حقیقت مانهفته است وحقیقت...تو...

قول...

می دانم سخت شده ام! 

اما توصبوری کن!

با من صبوری کن که من سالهای سخت دیروز راهنوز پیش رودارم!!!!

من هنوز سیاهی دیروز رادر روشنی امیدنشسته ام!!! 

توروشنایم باش!!!

که بودنت تمام بدی هارا ازمن دور میکند...سیاهی هارا.....

بالشم پراز وحشت تنهاییست درسوگ نبودنت..... 

دستانم را بگیر..من لالایی کودکی ام را درفریادهای بادگم کرده ام!!!

که با دستان نوازش توخواب میهمان چشمان منتظرم میشود....!!

می خواهم در آرامش نگاهت غرق شوم...آنجا که زیباترین رویاها لمس میشود!!!

میخواهم آشوب غصه هارا روی تنت ترانه کنم !!!!!!!

بامن صبوری کن!!!.......قول میدهم رها شوم!!!!!

 

 

 

 

+   ماه ; ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩۱

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir