خوابهای خاتون............

دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای میخواند...رویاهایش را آسمان پرستاره نادیده میگیرد وهر دانه برفی به اشکی نریخته میماند..........سکوت سرشار از سخنان ناگفته است از حرکات ناکرده ..اعتراف به عشق های نهان....در این سکوت حقیقت مانهفته است وحقیقت...تو...

سلام....

سلام خاتون...!!!

باز سلامی تکراری...

می بینی؟وقتی ازهمه چیزوهمه کس خسته ومستاصل میشوم بازبه سوی توپناه

می آورم!فراموش کرده ام که تورا دست خدا سپرده ام..چگونه توانستم این گونه رهایت کنم؟!

باز دلتنگم...دلتنگ روزهای که باد لابه لای درختان زیتون می پیچید ومن می دویدم تا به توبرسم...

دلتنگ شبهای سیاهی که من در آن تاریکی محض میان آن همه سیاهی تورامیافتم!!! 

وآرام میشدم...

دلتنگم خاتون دلتنگ ریحان های بنفش حیاط خانه تان...دیگرریحان ها عطری ندارند...

آه خاتون چقدردلتنگ باتوبودنم......!!!هنوزدلتنگ باتوبودنم...... 

+   ماه ; ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩۱

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir