خوابهای خاتون............

دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای میخواند...رویاهایش را آسمان پرستاره نادیده میگیرد وهر دانه برفی به اشکی نریخته میماند..........سکوت سرشار از سخنان ناگفته است از حرکات ناکرده ..اعتراف به عشق های نهان....در این سکوت حقیقت مانهفته است وحقیقت...تو...

برای مادرم!

غریبه شده ام با نگاه تو!!!

نمی یابمت هرچه می گردم!؟ سرگردان توی کوچه ها روان میشوم بازنمی یابمت1

درگریزم از این روزهای غلتیده درمه!نمی یابم دستانی راکه مرحم زخمهایم بود!!1

مادرم!!

مادرم!!

رفیق شب های هق هق!همدم روزهای پرخنده وشاد

پناه خستگی ودرد

کجاماندی که این چنین بیگانه شده ام با خویش!!!

که اینچنین سرگردان روزها را میشمارم!!

دیروزها...نرم خندهایت آرام جانم بود 

امروز فاب عکس توشاهد اشکهای بی  امانم!!!

مادرم......هرازگاهیست....شانه هایت را گم کرده ام!!! 

226روزه........نیستی!!! 

+   ماه ; ٧:٢۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٦ خرداد ۱۳٩۱

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir