خوابهای خاتون............

دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای میخواند...رویاهایش را آسمان پرستاره نادیده میگیرد وهر دانه برفی به اشکی نریخته میماند..........سکوت سرشار از سخنان ناگفته است از حرکات ناکرده ..اعتراف به عشق های نهان....در این سکوت حقیقت مانهفته است وحقیقت...تو...

...........

پرنده پرنمیزنه تو آسمون روزم یه قطره بارون نمیاد از آسمون هنوزم!!!!

بسته چشاشو انگار خوابه روزگارم هیچ کسی مرحم نمیشه رو زخم سینه سوزم

دلم میخواد رها بشم از آدما جدا بشم پربکشم به آسمون مسافر خدابشم!!!!

بسمه غصه بسه غم!ارزش من چقدرکم!!!!

تواین سرای بی کسی نمونده جزسیاهی وعدم

این شعر از برادر عزیزمه قلمش زیباست.........

+   ماه ; ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ ; جمعه ٥ خرداد ۱۳٩۱

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir