خوابهای خاتون............

دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای میخواند...رویاهایش را آسمان پرستاره نادیده میگیرد وهر دانه برفی به اشکی نریخته میماند..........سکوت سرشار از سخنان ناگفته است از حرکات ناکرده ..اعتراف به عشق های نهان....در این سکوت حقیقت مانهفته است وحقیقت...تو...

برای مادرم که214روزه تنهام گذاشته به امون خدا!!!!

ازهمیشه تنهاترم!حتی ازآنروزهایی که خاتون نبود......

گاهی پنجره ای به آسمان میزنم پرمیشوم ازحسرت حضورتو!!!!

گاهی درشب نشینی شلوغ ستاره ها کزمیکنم!شاید بیابمت!!!!

گاهی درختی میشوم پرازشاخ وبرگ زرد....

اما اغلب باران میشوم مادرم!!!

خیس میکنم تمام لحظات بی توبودن را!

تمام لحظات تنهایی ام را!!!

تمام زمینیان تنهایند مادرم!

اما من تنهاترم چون تونیستی!!!!!

کاش لمس دستانت راهنوز روی صورتم داشتم!!!!!کاش................ 

+   ماه ; ٦:٠۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٤ خرداد ۱۳٩۱

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir